پس در ان هنگام باطل جایگاههای خود را خواهد گرفت ، ونادانی بر مرکب ها ی خود سوار خواهد شد، و گردنکش ٍ ستمکار بزرگ خواهد گردید، و رعایت کنندگان دین (و طرفداران دین) کم خواهد شد و روزگار چون درنده ی گزنده خواهد تاخت، وباطل پس از آرمیدن ، برخاسته چون شتر نر بانگ بر خواهد داشت، مردم بر تبهکاری دست برادری به یکدیگر دهند، و بر دینداری از هم جدا شوند، و بر دروغ با هم دوست گردند، و بر راستی کینه و دشمنی هم، در دل گیرند.
پس چون اوضاع چنان شود،فرزند مایه ی خشم (پدر یا والدین) باشد، بارش باران در تابستان،فرومایگان (چون بالا آمدن آب رودخانه از بسیاری) لبریز شوند، وبزرگان(چون آبی که در زمین فرو رود)اندک گردند،مردم آن زمان گرگ هستند، و فرمانروایان آن درنده، میانه ی مردمانش(طبقه ی متوسط) طعمه هایی خوردنی، و مستمندانش افرادی مردنی(مردگان). سرچشمه ی راستی بخوشد(بخشکد)، و دروغ بجوشد،دوستی به زبان کارا، و مردم با دلها به درگیری پویا،تبهکاری و نافرمانی و گناه،پیوندخویشی کسان گردد، و پاکدامنی ابزار شگفتی و ریشخند نامردمان، واسلام پوشده شود همانند پوستین وارونه!
برگرفته از: نهج البلاغه- ترجمه ی دکتر سید محمد مهدی جعفری- خطبه ی ۱۰۸