Mind Is Free

ادبیات

خیابان خواب ها

شاعر : خلیل جوادی

باز بـــوی باورم خـــــاکستریست / واژه هـــای دفتــرم خاکستریست

پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم / هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم

مــا به رنگی ساده عادت داشتیم / ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم

پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد / عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند

باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست / آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است / شمع بیت المال روشن مانده است

با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی / آگـــــه از ســــرّ شقـــایق نیستی

غــرق در دریــا شدن کار تو نیست / شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست

بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز / ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز

خواستم چیزی بگویم دیــــر شد / واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد

قصه ی نـــا گفته بسیار است باز / دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز

دستها را باز در شبـــهای ســـرد / هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد

مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ / نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ

قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا / بی خبر مـــاندیم از بـــنیادهــــا

صحبت از عدل و عدالت نابجاست / ســــود در بازار ابن الو قــتهاست

گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا / خسته ام خسته از این تکرارهـــا

ای کــــه می آید صدای گــریه ات / نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا

گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت / در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا

من بــه در گفتم ولیکن بشنوند / نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا

وبلاگ شاعر: khaliljavadi.blogfa.com

**************************************************************

بگیر و ببند

چند روز پیش زیر پل سید خندان دیدم که دختر و پسری را گرفتند و کلی آدم اطراف میدان شگفت زده این صحنه ها رو نگاه می کنند و فحش می دهند. بی مناسبت ندیدم که این شعر زیبای آقای هالو را در وبلاگم منتشر کنم.من خودم وضعیت فرهنگی جامعه برایم آزار دهنده است ولی آیا می توان بیماری های فرهنگی را با مسکن های امنیتی درمان کرد؟ همه ی ما می دانیم که بدن انسان ها بعد از مدتی نسبت به هر داروی مسکنی مقاوم می شود آیا نباید از مقاوم شدن پیکر مجروح جامعه ی خود در برابر این نوع مسکن های امنیتی ترسید؟ آیا بهتر نیست زیبایی های فرهنگ اسلامی ایرانی خود را تنها بیان کنیم و انتخاب را به خود مردم واگذار کنیم تا حقایق دینی به مرور زمان به عمق جان مردم نفوذ کند؟ آیا بهتر نیست همچون طبیبان از خود حوصله نشان دهیم و با بیمار خود مهربان باشیم؟ آیا بهتر نیست که برای اصلاح جامعه خرد ها را  به فکر کردن دعوت بکنیم؟ آیا….؟

بگیر و ببند

شاعر : محمد رضا عالی پیام(هالو)

ميگن بدجور گير و داره تهرون

تموم لات و لوتا رو گرفتن

به جرم ارتباط غير شرعى

ميگن مجنون و ليلا رو گرفتن

تموم شاعرا رو جمع كردن

رهى، خيام، نيما رو گرفتن

سپس جامى، نظامى، شيخ سعدى‏

منوچهرى و صهبا رو گرفتن

چو وامق ديد مأموران ارشاد

فلنگو بسته عذرا رو گرفتن

از اون جايى كه پارتى داشت يوسف‏

فقط دوست زليخا رو گرفتن

قِسِر در رفته‏ان شيرين و خسرو

اونام فرهاد تنها رو گرفتن

پس از اون، حافظ مست عرق خور

خمار بى سر و پا رو گرفتن

شنيدم ايرج ِ  ميرزا گير افتاد

رييس بچه بازا رو گرفتن

ميگن لو رفته باباطاهر لخت

بدون لنگ بابا رو گرفتن

و بعدش شاهد و ساقى و مطرب

ميگفتن هر سه چار تا رو گرفتن

به تعقيب و گريز ترك شيراز

سمرقند و بخارا رو گرفتن

به جرم عشقبازى روز روشن

قنارى، فنج، مينا رو گرفتن

توى جردن به جرم بدحجابى

همين ديروز حوا رو گرفتن

تو خونه تيمى ِ يه تيم فوتبال

على دايى، نكيسا رو گرفتن

برا مالوندن ملى گراها

تموم ملى پوشا رو گرفتن

حوالى ولنجك تو يه پارتى

چهل تا مست رسوا رو گرفتن

هنرپيشه فراوون بوده اون جا

فقط جمشيد آريا رو گرفتن

ببخشيد، غير از اون يكى ديگه‏ام  بود

كى بود؟ هان ! فاطمه معتمد آريا رو گرفتن

چرا اين مصرعش بالا بلنده ؟

شايد چون دست بالا رو گرفتن

از اون وقتى كه دانا شد توانا

تواناهاى دانا رو گرفتن

ميون صفحه‏ى شطرنج، ديشب

وزير مشكى و شا رو گرفتن

نه تنها رستم و سهراب و بيژن

آناهيتا، آنيتا رو گرفتن

به خاك و خون كشيد اسكندر اين ملك

ولش كردند و دارا رو گرفتن

به جرم اجتماع بى‏مجوز

سه مرغابى رو تو دريا گرفتن

شد آقا شاكى از طوبى عيالش

ولى بر عكس، آقا رو گرفتن

ميگن طوبى به قاضى رشوه داده

از اين رو سوى طوبي رو گرفتن

درون دادگاه بلخ دزدو

رها كردند و بنا رو گرفتن

شكايت كردن از عيسا پزشكا

به جا عيسا، يهودا رو گرفتن

ميگن ليلاج اوستاى قماره

به جا اوستا، اَو ِستا رو گرفتن

فريدون مشيرى شعر مى‏گفت

فريدون هويدا رو گرفتن

به جرم حمل نيم مثقال شيشه

تموم شيشه بُرها رو گرفتن‏

يكى قليون كشيده توى دربند

تموم اهل اون جا رو گرفتن‏

براى زهره چشم از بچه‏هامون

زدن دارا و سارا رو گرفتن‏

گزارش داده چوپان دروغگو

كه دهقان فداكارو گرفتن‏

براى قافيه ما رو ببخشيد

كه حال شاعر ما رو گرفتن‏

براى خوندن اشعار هالو

يكى مى‏گفت: ملا رو گرفتن

وبلاگ شاعر:   halloo.blogfa.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


  • هیچکدام
  • طاهر: السلام علی اهل بیت النوه و معدن الرساله التماس دعا لطفا این بنده عاصی را در گوشه ا
  • ahmad: خیلی قشنگ بود............
  • alikeshvari: اینو اون هایی که باید بفهمند می فهمند.
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.