نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: ژانویه 31, 2011
قطعا نصب یک نرم افرار جدید برای دیکشنری فارسی مقرون به صرفه نیست به همین دلیل بهتر است خود دیکشنری مک را فارسی کنید. روش کار به این صورت است که فایل کتابخانه ی فارسی را از آدرس زیر دانلود می کنید و آن را در آدرس home > Library> dictionary قرار می دهید . هم اکنون دیکشنری فارسی افزوده شده است.
لینک دانلود : www.4shared.com/file/dn1KSS_d/Persiandictionary.html
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: ژانویه 28, 2011
QR یا Quick Response کد یک نوع بار کد ۲ بعدی است که ژاپنی ها درست کردند و در ابتدا در صنعت خودرو سازی از آن استفاده می کرده اند اما امروزه کاربرد های بیشتری هم پیدا کرده است که از آن جمله می توان به کاربرد آن در تجارت و سرگرمی اشاره کرد و ویژگی اصلی آن این است که سریع رمزگشایی می شود. QR کد ها شامل اطلاعاتی فشرده و کد شده هستند و از ظرفیت های مختلف برخوردارند این اطلاعات ممکن است فرمان های اجرایی یا آدرس یک وب سایت باشد . سیستم کار به این صورت است که فرد با استفاده از دوربین و گرفتن عکس و یا اسکن این کد اطاعات فشرده را وارد یک دستگاه (مثلا موبایل) می کند و این دستگاه با decode کردن اطلاعات آنها را نمایش می دهد. بعضی شرکت ها از این کد ها بر روی بنر های تبلیغاتی خود و یا کارت ویزیت ها استفاده می کنند تا محصول خود را معرفی و تبلیغ کنند . یکی از کاربرد های جالب آن استفاده از این کد ها در مکان های دیدنی و تاریخی و حتی طبیعی است که اطلاعات این مکان ها را در QR کد ذخیره می کنند و فرد با گرفتن عکس از این کد می تواند اطلاعات آن مکان را دریافت کند. شما هم می توانید QR کد شخصی خود را درست کنید و اطلاعات خود را در آن قرار دهید. 
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: ژانویه 27, 2011

اگر بخواهید در مک MAC OS X به زبان فارسی تایپ کنید می توانید از نرم افزار open office و یا از neo office استفاده کنید . اپن آفیس open office نرم افزاری مشابه Microsoft officeاست که به صورت متن باز یا open source توسط شرکت اوراکل oracle عرضه شده است و سازگاری بسیار بالایی با microsoft office دارد و وابسته به سیستم عامل نیست . یعنی شما می توانید آن را بر روی هر سیستم عاملی نصب کنید به این دلیل به نظر من باید به جای آموزش microsoft office آموزش open office مرسوم شود تا افراد برای استفاده از یک نرم افزار خاص مجبور به استفاده از یک سیستم عامل نباشند.اما مشکلی که برای تایپ فارسی در نسخه ی MAC OS X وجود دارد این است که حروف را جدا جدا نمایش می دهد. برای رفع این مشکل می توانید از سایت irmug.org فونت های x series را دانلود کنید پس از نصب آنها می توانید از فونت فارسی هم استفاده کنید.
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: نوامبر 17, 2010
با اندک جستجویی در منابع روانشناسی و علوم تربیتی دریافتم که نه تنها تا کنون هیچ تعریف واحد و عمومی در مورد هوش وجود ندارد بلکه در مورد ماهیت آن نیز اختلاف نظر وجود دارد. عده ای از صاحب نظران این رشته هوش را یک امر کلی می دانند و وجود مستقلی برای آن قایل نیستند و هوش را در حد رفتاری می دانند که از فرد سر می زند یکی از صاحبان این عقیده معتقد است که هوش معدل تمام استعداد های یک فرد است.
اما در مقابل عده ی دیگری از صاحب نظران معتقدند که با فرض کلی بودن هوش نمی توان هوش افراد را اندازه گیری کرد و نظر جدیدی ارایه کردند که افراد دارای یک هوش عمومی و چند هوش خاص هستند. بنا به نظر این افراد قدرت استنتاج قدرت تخیل و قدرت درک عمومی هوش عمومی فرد را تشکیل می دهد . صاحبان نظریه ی اول معتقدند که یک فرد با هوش بالا در همه ی زمینه ها هوشش را نشان می دهد ولی صاحبان نظریه ی دوم معتقدند که یک فرد در بعضی زمینه ها باهوش تر است و فعالیت بهتری دارد. از این موضوع نتیجه گرفتم که در مورد موضوع زمینه های هوش بهتر است در منابع گروه دوم جستجو کنم. طبیعی است که وقتی نظر مشترکی در مورد هوش چه در ماهیت و چه در تعریف وجود ندارد طبقه بندی در مورد زمینه های هوش هم متفاوت است. در ادامه طبقه بندی های مختلف در مورد هوش را بررسی می کنیم. یک نوع طبقه بندی به این صورت است که هوش را به بخش های ۱- هوش ماشینی ۲- هوش تجریدی(هوش انتزاعی) ۳- هوش اجتماعی تقسیم می کند. کسی که هوش ماشینی دارد می تواند به راحتی با وسایل و ابزار ها کار کند ولی کسی که هوش تجریدی دارد بهتر می تواند امور غیر حسی را درک کند و یا آنها را با هم مقایسه کند و طبعا تفکر منطقی قوی تری دارد. صاحب هوش اجتماعی روابط بهتر و شایسته تری با دیگران دارد . از قدرت تکلم بهتری برخوردار است. عده ای دیگر هوش را به دو طبقه ی کلامی و غیر کلامی خلاصه کرده اند و گروهی این را کافی ندانسته اند و هوش کمی و حافظه ی کوتاه مدت را به این طبقه بندی اضافه کرده اند. یکی از روانشناسان به نام اشترن برگ خوش را شامل انواع کلامی کاربردی و اجتماعی می داند.در نظر او کسی که هوش کاربردی دارد این ویژگی را دارد که شرایط را بررسی کند و بهترین تصمیم را بگیرد.
اما در میان تمام این نظریات روانشناسی به نام گاردنر تعریف متفاوتی از هوش ارایه می دهد . او هوش را به بخش های :
۱- هوش کلامی یا زبانی: این افراد قدرت شنیداری بالا دارند و سخنورند.
۲- هوش موسیقیایی: این افراد در تشخیص هوش اصوات ریتمیک قوی هستند و می توانند یک دیتم را تولید کنند.
۳- هوش منطقی : این افراد مسایل ریاضی را خوب حل می کنند و بین پدیده ها رابطه برقرار می کنند.
۴- هوش فضایی(دیداری=تصویری):این افراد توانایی بالایی در درک پدیده ای تصویری دارند.
۵- هوش حرکتی(جنبشی):این افراد حس هماهنگی و تعادل بدنی خوبی دارند مثل جراح ها و ورزشکار ها
۶- هوش اجتماعی:مهارت های ارتباطی بالا در اجتماع دارند.
۷- هوش درون فردی:افرادی که خود را خوب می شناسند و می دانند در شرایط مختلف چگونه خود را کنترل کنند
۸- هوش برون فردی: این افراد می توانند اتفاقات و مسایل پیش رو را از دید افراد دیگر ببینند و احساسات افراد دیگر را خوب درک می کنند.
۹- هوش طبیعی :این افراد زبان طبیعت را درک می کنند و ارتباط خوبی با طبیعت دارند.
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: نوامبر 17, 2010
نظام هستی بر اساس قواعدی استوار است و تمام و تمام افرادی که در این نظام زندگی می کنند باید قوانین آن را رعایت کنند. نظام هستی خود هدفمند است بنابر این آنان که خود را با این نظام هماهنک می کنند و زندگی هدفمندی را پیش می گیرند آنها احتمالا موفق خواهند بود. افراد علمی هم از این قاعده مستثنی نیستند. اگر در زندگی علمی خود خدف گذاری های صحیح و روشن نداشته باشند شکست خواهند خورد. یک فرد موفق باید خود را بشناسد و بداند که چه می خواهد و برای چه فعالیت می کند. خیلی از مردم در دابطه با اهداف؛ارزشها و ایده آل هایشان و همچنین نتایجی که انتظار دارند سر در گم هستند و دقیقا به همین دلیل است که در رسیدن به موفقیت ناتوانند. همان طور که شروع ساختمان سازی احتیاج به برنامه و نقشه ای دارد که جزییات روشنی داشته باشد زندگی علمی هم نیازمند چنین برنامه ای است. افراد موفق وقت زیادی را برای مشخص کردن آنچه واقعا می خواهند سرمایه گذاری کرده اند. متاسفانه بعضی از ما دانشجویان خود را در مسیری پرتاب می کنیم بدون آنکه بدانیم به دنبال چه چیزی هستیم. باید در انتخاب هدف ها دقت کنیم که این هدف ها بر اساس خواست و میل خودمان تعیین کنیم تا انگیزه کافی برای ادامه ی مسیر را داشته باشیم.
پشتکار و مقاومت
تاریخ مبارزات بشر برای رسیدن به هدف داستان ایستادگی و مقاومت است. همه ی زنان و مردان موفق قبل از رسیدن به کامیابی و پیروزی تلاش و مقاومت فراوان کرده اند. افرادی که به موفقیت های علمی رسیدند این نکته را به خوبی می دانستند که برای رسیدن به مقصود خود نیازمند ایستادگی و مقاومت خستگی ناپذیر در برابر تمام موانع هستند. میتوان گفت روی دیگر پشتکار شهامت است. شهامت شکست خوردن و سر خم نکردن . شاید به همین علت بود که ادیسون هزاران اختراع داشت که همه با شکست روبه رو شد و پاره ای نیمه کاره ماند و تنها تعدادی از اختراع هایش موفق بود اما همه ی ما او را فرد موفقی می دانیم. افراد موفق علمی از تنها چیزی که می ترسند خود ترس است تا نکند مانع رسیدن آنها به مقصود هایشان بشود.
کنجکاوی و خلاقیت
یک فرد علمی دغدغه های علمی دارد و تا مشکل را حل نکرده آرام نمی گیرد. اگر کنجکاوی های دانشمندان در مورد ساختار ماده نبود امروز امکان استفاده از فواید شکافت هسته ای نبود. این کنجکاوی های بشری باعث شد تا بشر به ماهیت اتم دست پیدا کند. اگر خلاقیت بلز پاسکال مخترع کامپیوتر مکانیکی نبود ما سال ها عقب بودیم و از چرتکه استفاده می کردیم. بنابر این کنجکاوی و خلاقیت دو موتور پیش برنده برای کسب موفقیت هستند و گاهی باعث پیشرفت های سریع و محیر العقول می شوند.
انضباط شخصی
یکی از مهمترین عوامل موفقیت علمی انضباط شخصی است. انضباط شخصی یعنی این که توانایی آن را داریم که بر مبنای نقاط قوت خود هر چه را که بهتر است در زمان مناسب انجام دهیم ولو این که آن را دوست نداشته باشیم. ما برای استفاده ی بهتر از زمان نیاز به انضباط شخصی داریم. ما به انضباط شخصی نیاز داریم تا بدانیم چگونه افکارمان را بر اهدافمان متمرکز کنیم.
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: اوت 5, 2010
هرچند که قصد ندارم مطالب دیگران را جمع کنم ولی مطلب جالبی دیدم که خواندنش بد نیست.
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟
استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو مي رفتم، خوشه هاي پرپشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم.
استاد گفت : عشق يعني همين!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت.
استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم.
استاد باز گفت: ازدواج يعني همين!!
منبع: souperstar.iranblog.com
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: اوت 3, 2010
برگرفته از:نهج البلاغه- ترجمه ی دکتر سید محمد مهدی جعفری-خطبه ۱۰۸
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: ژوئیه 29, 2010
گل لب ورچید آب را با تمام قدرت در آوند هایش گشید سینه اش را سپر کرد و گردنکشان چشم به آفتاب سپرد سکوت کرد سوخت و زرد شد و اینک پژمرد.
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: ژوئیه 4, 2010
امروز شنیدم که یه عزیزی می گفت این افراد کمال گرا نباید بینی شون رو عمل کنند چون که هر طوری بشه راضی نمی شوند و انقدر دکتر ها به این دماغشون ور می روند که دماغشون سابیده می شه . می گفت تحقیقات نشون میده که کمال گرا ها هرچند از خوب نبودن همه چیز شاکی اند اما خودشون بیشتر باعث بدی می شوند. ولی به نظر من اگر کمال گرا ها نبودن شاید موتور رشد جوامع کند می شد . اما یه مشکل کمال گرا ها اینه که همیشه اعصابشون خرابه چون معتقدند که همه چیز باید سر جاش باشه ولی خوب معمولا نیست. شاید این عصاب خوردی باعث می شود که رفتار زشتی از خودشون بروز دهند و این گونه به گسترش زشتی ها کمک کنند. یه مشکل اساسی کمال گرا ها اینه که حتی از خودشون هم راضی نیستند و این بدترین چیزه. نتیجه این که اگر خواستید دماغتون را عمل کنید حتما یک تست روانشناسی بدهید.
نوشتهشده به وسیلهی: alikeshvari در: ژوئیه 4, 2010
چیه ؟ انتظار داری مثلا چی نوشته باشم. (این قسمت را همه نخوانند: هر چند خیلی حرف ها دارم ولی جراتشو ندارم ). شما می توانید برای دیدن اخبار سیاسی به سایت های هنوز فیلتر نشده و مورد تایید موجود در صفحه ی فیلترینگ مراجعه و ضمن استفاده از اخبار خوشحال این سایت ها(البته ان قسمتی که لازمه بدونید) از تحلیل های بی نظیر این سایت ها بهره ی کافی و وافی را ببرید. این چیز ها به ما جوان ها ربطی نداره. مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خلاصه به نفع ما است که چند چیز رو سر لوحه ی زندگی معنوی خود قرار دهیم :
۱- من سیاست بیلمیرم
۲ – من سیاست نمیدانم
3-I don’t no politic
۴- انا لا اعلم السیاسه.
مقتضی است جوان های پویا و فعال این عبارات را به تمام زبان های زنده و مرده ی دنیا و حتی ان دسته از زبان هایی که هنوز ابداع نشده اند ترجمه و از هیچ کوششی در راه نشر این ایده ی بدیع دریغ نکنند. لزومی نداره که جوان ما فکر کند، خدایی نکرده جوان منحرف می شود خصوصا که در این اخر الزمان فکر های زیادی می شود که بنده اصلا نام نمی برم چون ممکنه یه جوان پاک ما این ها را ببیند و منحرف شود. ان وقت همین جوان منحرف فردا میشه استاد دانشگاه و همین انحرافات را تحویل جوان های پاک آتی می دهد. اصلا فکر نکنید که دارم شوخی می کنم. به همه ی شما جوان ها توصیه ی اکید می کنم که یه وقتی غیر از روزنامه های موجود علی الخصوص آن دسته روزنامه های افشاگر به رسانه ی دیگری توجه نکنند.